فيلسوف باستاني هم نسبت دادهاند. در مقايسه با آثار مشابه قديم داراي اهميت چنداني نيست.
در 50 فصل تنظيم شده است.
با توجه به كتاب شمارهٴ 2 بهتر است به سه بازنامهٴ يوناني ديگر هم اشارهاي شود، كه به احتمال زياد متعلق به همين عصر، است. اولي تنها از بيماري و درمان بازها بحث ميكند؛ دومي را براي ميخائيل پالئولوگوس تأليف كردهاند؛ و سومي احتمالاً جديدتر است و از دومي اقتباس شده است.
¿ يادداشتهاي مربوط به ماكسيموس پلانودس و ابوالفرجبن عبري.
ج. يهوديان غربي
ابراهيمبن شم ـ طب1
ابراهيم يهودي طرطوسي، احتمالاً در اواسط سدهٴ سيزدهم، در مارسي زاده شد؛ پسر شم ـ طب بن اسحاق طرطوسي طبيب، كه از او در زمرهٴ مترجمان ياد كرديم. او احتمالاً در ايتاليا پزشكي آموخت و رسالهٴ طبي كوچكي به عبري نوشت (در 91 بند به نام
راه نزديك دستيابي به تندرستي).
با همكاري سيمون كوردوي جنوايي، مسيحي دست كم دو رسالهٴ طبي را از عربي، يا به احتمال زياد از عبري، به لاتيني ترجمه كرد: 1) مفردات طبي (باب 28)
كتاب التصريف ابوالقاسم زهراوي؛ 2) كتاب الادوية المفرده از ابن سينا.
يكي از رسالههاي منحول جالينوس به نام كتاب الحشائش، شامل 46 نسخه، را ابراهيمنامي (احتمالاً ابراهيمبن شم ـ طب ؟) همراه با گرومر (؟) قاضي پياچنزا به لاتيني ترجمه كرده، و اين همان رسالهٴ عربي ترجمهٴ حنين بن اسحاق است.
ناتانبن يوئيل فَلَقره2
پزشك يهودي اسپانيايي، كه در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، برآمد. او كتابي به نام بلسان (براي دردهاي) جسم تأليف كرد، كه مجموعهاي بسيار مفصل است از منقولات طبي عربي، و معرف معلوماتي است كه توسط بقراط، جالينوس، ابن سينا، ابن رشد، ابن ميمون و غيره فراهم آمده است. پس از مقدمهٴ مفصلي در ستايش خداوند، يعني مسبب اول و طبيب حقيقي و در باب قواي انسان، ارواح سهگانه (نباتي، حيواني، و روحاني) او، و مقايسهٴ اعضاي مختلف بدن با آن ارواح؛ كتاب اصلي در چهار باب آغاز ميشود: 1) اصول علم طب، 28 فصل؛ 2) اعمال طبي،